دردونه ام ثنا جان(4 ماه و10 روز)
از روز اول که قدم های نازنینت را در وجودم نهادی دلم را لرزاندی و من دیوانه وار منتظر آمدنت بودم تا اینکه پا به عرصه ی وجود نهادی... و امروزتو را با تمام وجودم می ستایم زیرا که با آمدنت بهترین نام دنیا را به من بخشیدی و من با تو طعم زیبای مادری را چشیدم... دخترم! با تو دانستم که مادر به مانند شمعی ست که برای زنده ماندن شعله اش میسوزد... نازنینم بهترین روزهای جوانیم را برایت سپری میکنم بی آنکه به گذر عمرم نگاهی بیاندازم به امید فردایی روشن برای تو... ...
نویسنده :
مامان مرجان
12:55










